enfa

بررسی میزان تهدید مدرنیزاسیون غربی بر امنیت و سلامت ساکنان جهان و تاثیر الگوها و آموزه های علم بازاریابی در بر هم زدن موازنه و نظام عرضه و تقاضا در بازار

نویسنده : اسرافیل شیرازی

Esrafil shirazi

Email add :esrafil_shirazi@yahoo.com

ارائه دهنده دکترین انتی مارکتینگ

The doctrine of anti-marketing provider

چکیده:

علم بازاریابی بلوف و ادعایی است مبتنی بر پنداشت های مغلوط و قلب حقیقت که با القاء و جعل واقعیت از توهمات و توقعات به حق ، نامحقق مانده توده ، سود می برد و برای تداوم این رویه زالویی همواره ترفندهایی جدید درغالب روش های کسب سود بیشتروجلب مشتری ارائه می نماید.کارایی و اثربخشی این ترفندها رابطه مستقیمی با ساختار اجتماعی و بافتار ذهنی افراد جامعه دارد.هر چقدرخودآگاهی فرد در خصوص نیازها ، ضرورت ها و مطلوبش در زندگی و دسترسی به اطلاعات و شناختش از بازاربیشتر باشد کارایی ترفند اغواگران کمتر است .

تحقیق حاضر با هدف بررسی میزان تهدید مدرنیزاسیون غربی بر امنیت و سلامت ساکنان جهان و تاثیر الگوها و آموزه های علم بازاریابی در بر هم زدن موازنه نظام عرضه و تقاضا در بازار است. جامعه آماری تحقیق حاضر تصادفی بوده و تعداد آن ۳۴۱ نفر می باشد.حجم نمونه برآوردی ۱۸۱ نفر می باشد. با توجه به ویژگی  های جامعه آماری این پژوهش، از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی استفاده شده  است. در این تحقیق جهت گردآوری اطلاعات بمنظور سنجش متغیرهای مستقل و وابسته از پرسشنامه های استاندارد استفاده شده است. برای تعیین روایی محتوایی پرسشنامه از نظرات اصلاحی اساتید صاحبنظر استفاده شده است و از طریق آزمون آلفای کرونباخ ضریب پایایی ۸۴۹/۰ بدست آمده است. جهت بررسی نرمال بودن توزیع داده های از آزمون کلموگروف اسمیرنف و با توجه به نرمال بودن توزیع داده ها جهت آزمودن فرضیه تحقیق از آزمون t تک نمونه ای استفاده گردیده است. با توجه به نتایج بدست آمده و سطح معنی دار بودن ۰۰۱/۰ فرض صفر با حداکثر اطمینان ۹۹۹/۰ رد می گردد، پس می توان نتیجه گرفت که تبعیت از الگوهای مدرنیزاسیون غربی بر تهدید سلامت و امنیت ساکنان جهان شهرموثر بوده  و تحریک تقاضا به منظور افزایش فروش برهم زدن موازنه و ایراد خسارات جبران ناپذیر متنابه به طبیعت است.

مقدمه:

توفیق بازاریابان را باید در بافت فرهنگی واجتماعی جامعه جستجو کرد.(( هر چه انسان از جامعه بیشتر پیروی کند مخارج خود را بیشتر بر مبنای برنامه ای حساب می کند که خارج از او و برای او بوسیله گروهی که جزء آن می باشد تعیین شده است))

(ک.حافظه جمعی .هالب واش ۱۹۵۰)

 افرادیکه زندگیشان  تحت تاثیر تابوهای جمعی و محیطی است در صفحه شطرنج کسب و کاربازاریابان قربانی اند. ارگان اقتصادی مبتلا به آفت بازاریابی کارکرد طبیعی اش را از دست داده ونامتعادل میگردد .تعادل دراقتصاد طبیعی به صفر رسیدن سهم دلال و بازاریاب است.

بیان مساله :

کالا تحت تاثیر چه مولفه هایی در بازار تولید و به فروش می رسد؟ آیا تولید متاثر از نیاز خود انگیخته مشتری است؟آیا عرضه کالا در بازار بر اساس قیمت تمام شده است ؟چقدر نظام عرضه تقاضا تحت تاثیر تقدم تولید بر تقاضاست یا بالعکس؟ تعیین قیمت در ادبیات بازاریابی به چه معناست؟ قیمت تمام شده و تعیین شده موجد چه تفاوت هایی در ساختار اقتصادی و مشخصا وضعیت معیشتی مصرف کننده است؟

 

اهمیت و ضرورت پژوهش:

 در واقع یکی از محرک های بی ثباتی بازار و تغییر نرخ کالا بازاریابان هستند چرا که در صورت تثبیت نرخ ، موجودیت این عناصر بی معنا و سربی می نماید.  ابتلاعات اقتصادی حاصل تعقیب الگوهای غلط و انحراف از معیار است و بازخورد چنین رویکردی عقب مانده گی و کاهش رشد است .ارگان اقتصادی در تعامل با دنیای پیرامون اثر میگذارد و تاثیر می پذیرد ودرعین تفاوتهای کارکردی مشابهت های بنیادی با سایر بخش ها دارد .این ملازمت و تشابه متناظرارزیابی و تعیین انحراف از معیار اقتصاد طبیعی است.بالطبع فرایندی که برایندش آسیب زاست در این آمایش نمی گنجد.توسعه و تامین نیاز که کارکرد بیرونی اقتصاد است منوط و محدود به شعور انسانی نبوده و ازطبیعت نشات می گیرد.رستن ذاتی است وحدوثش تابع هندسه حاکم بر طبیعت .لذا داعیه تحقق امر محال در حوزه اقتصاد به مدد سرمایه و پول رویای ناکجا آبادی فریبنده ای است که تحققش سمبلیک بوده و اقتصادی نمی نماید.

واژگان کلیدی: انتی مارکتینگ ، اقتصاد طبیعی ،مدرنیزاسیون غربی ، جهان شهر

مبانی نظری:اقتصاد طبیعی

 در چرخه طبیعی موضع یابی و توسعه کمی به منظور تحصیل سود بیشتر از راه فروش     و مصرف بالاتر نداریم .این چرخه دیرینه با حفظ تنوع تا سرحد تجزیه و تغییر همه اجزاء امتداد پاینده دارد . مرگ یکی ملازم و منطبق بر حیات دیگری است وچیزی تباه و معدوم نمی گردد.در اقتصاد طبیعی خاستگاه تحول و تغییر درونی است و الگو واساطیر بر این نحوه اند . برای تولید یک کالا و تامین توقعات جزء ، کل دچار خسارات جبران ناپذیر نگردیده وآبادی خانه در ویرانی محله نیست . جامعه پایمال زیاده خواهی های خواص ناخالص و امتیاز طلب نمی گردد.

اقتصاد اصالت ندارد

علم اقتصاد حوادث و امور را کمی ساخته و اسطوره های کیفی راحذف می کند. مبانی و متناظر ارزش گذاری اقتصادی قواعد خشک و محاسبات دقبق ریاضی و آماری است و پیامد تسری آن به جامعه تغییر نظام اخلاقی خواهد بود .این علم ذاتا به لحاظ ساختاری قادر به تحلیل طولانی مدت پدیده ها نیست چرا که اساسا علمی در حوزه شناخت روابط متغییر میان پدیده های کمی و قابل شمارش است لاجرم محافظه کاری در رفتار ویژگی فعالیت اقتصادی بوده واین خصیصه در اقتصاد هندسی و معقول تر می نماید. مفهوم آینده دراین علم معدل مجموعه ای از فعالیت های محاسباتی و آماری جهت تخمین و پیش بینی است که عموما در زمان ارائه نتایج اثر بخشی آن  منقضی گردیده وچندان قابلیت اتکا و استنادی ندارد.

دراقتصاد طبیعی همه اعضاء مولدند.دریافت هرگونه خدمت در برابر خدمتی است و مصرف تابعی از ضرورتی باطنی که به بهبود ارزش و مطلوبیت می انجامد نه بسته ای تدارک شده و معین از سوی صاحبان سرمایه و ابزار تولید که منجر به افزایش نامتعادل هزینه های اجتماعی فرد گردد.نیاز تابع طبیعت و سرشت انسانی فرد و مستقل از پارامترهای تعین پذیر محیط است وچهارچوب سود محورو مانیتارندارد.در این الگو خریدار مسخ وقربانی رشد و توسعه حاصل از مصرف شتاب یافته کالاهای سیاست گذاران و اربابان سرمایه و صاحبان ابزار تولید نبوده و شکل زندگی اش تابعی از تعینات ساختگی نظام ارزشی سرمایه محور نیست.انسان کالایی نیست که با کالاهای دیگر ویترین شده باشد.انسان کالایی نیست که کالاهای دیگر را می بلعد.

ضد بازاریابی

انتی مارکتینگ یا ضد بازاریابی : نقد علمی و عملیاتی نظام عرضه و تقاضا تحت تاثیر شیوه های منسوخ و غلط بازاریابی است که با نفی آزو انحصار از بازار با ارائه الگوهای مدرن و راه حل های طبیعی رشد و توسعه متقارن و کیفی را محقق میسازد.ضد بازاریابی توالی و پایداری بیزنس را جایگزین نفع و آز طلبی های آنی و اقتضایی می نماید.

(وبسایت انتی مارکتینگ – http://Antimarketing.ir  )

کالا دربازار کنونی

متاسفانه بازار معاصر کالاهایی را به فروش می رساند که بیشتر حاصل محاسبات سیاسی است تا اقتصادی وجهتش تحقق استیلای اقلیتی از طریق سلطه اقتصادی است تا ارزش آفرینی در زندگی مصرف کننده .افلاطون در الجمهوریه تعریف جالبی از عدالت ارائه نموده (( عملی که حداکثر سود را به حداکثر افراد برساند))

( ک چهارم.الجمهوریه .افلاطون. ص ۲۳ )

حال اگر این تعریف افلاطون را درباره عدالت بعنوان یک متناظر عیار سنج در رویکردهای اقتصادی معاصر بکار گیریم چه نتایجی دست می دهد؟مثلا اگر بدانیم ثروت و قدرت سیاسی یک کارتل که شرکت های اقماری آن بخش اعظم تولیدات و انحصارات تکنولوژی های پیشرفته در حوزه مهندسی کامپیوتر – سخت افزار و نرم افزار – تکنولوژی های موشکی و ماهواره ای و هوا و فضا ، مخابرات، حمل و نقل ، رسانه ، ترابری ، مسکن ، حفاری و استخراج منابع نفت و گاز دنیا را در اختیار دارد بیشتر از هر کشوری است و این کارتل به لحاظ محدودیت چارت مدیریتی وانسجام سازمانی در تصمیم سازی ، انطباق و حرکت از ساختارهای دولتی در بازارهای جهانی سریع تر و منعطف تر عمل می نماید و بالطبع از هر دولتی چابک تر است آنوقت با در نظر گرفتن سهم خود از میزان کل تولید در عرصه بین الملل ضرورت باز اندیشی جدی شعار بیشتر بخورید، بیشتر بپوشید ،بیشتر مصرف کنید، را در می یابیم.چرا که معنای عدالت از نظر افلاطون فی الواقع حفظ تعادل و توازن است در حالیکه بازخورد رویه مذکورحداکثر سود رساندن  به اعضاء همواره محترم کارتل هایی است که اصالت را در نفع خود می بینند.

از نظر پاپکین و استرول (( یک عمل تا جایی درست است که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و آسایش را به وجود آورد در واقع ملاک درستی یا نادرستی عمل نتایج آن است نه شیوه انجامش )) .             ( ک.کلیات فلسفه.سال نشر ۸۹٫انتشارات حکمت .ص ۲۳۳ )

 در حالیکه عدالت صرفا منفعت اقویا نیست.فطری است وبا منفعت و اراده سرمایه داران و صاحبان ابزار تولید و قدرت بیعت ازلی ندارد.با مصرف گرایی استیلای دیگران را بر سرنوشت و زندگیمان رقم نزنیم.ضمنا قابل توجه آقایان پاپکین و استرول مطالعه فجایع انسانی دو جنگ جهانی کافیست تا به عمق این اشتباه تحلیلی درباره محاسبات نظری پی ببریم که هدف وسیله را توجیه نمی کند ولو اینکه مقصد از توهم نجات بشریت ملهم شده باشد.

مطالعات تاریخی و باستان شناسی درباره انسان نتایج جالبی دست میدهد که در نوع خود بی نظیر و قابل تامل است .((قدیمی ترین فسیل های مکشوفه دیرینه شناسان در باب انسان های اولیه مربوط به- اومو یک و اومو دو – در کشور اتیوپی است که قدمتی  195000 ساله دارد . ))                                   ( ک.تاریخ تمدن .نوشته :ویل دورانت .ص.۷۵۹ )

مشاهده این دو ، جمجمه هایی ضخیم با دندان های فراخ و مغزی بزرگ که برامدگی چشم در قسمت پیشانی و بالای ابرو دارد ،طبع انسان امروزی را بیش از هر تحلیل علمی مدرنی به خوبی تفسیرمی نماید.پیشرفت های سده اخیر بشری اقرار به این واقعیت را اجتناب ناپدیر می نماید که عقل انسان بیش از هر قسمت دیگر او در این سده فعال بوده                   و در کنار دستاوردهای جذاب علمی و تکنیکی خسارات متنابه و جبران ناپدیری هم به زیست بوم و ماهیت انسانی اش وارد آورده !

آدام اسمیت معتقد بود (( انسان تابع عقل سلیم و دست الهی تصمیمات درست می گیرد            و اعتدال طبیعی تابع تعقیب سودی است که با عقلانیت محقق می گردد.برخلاف حیوانات که تلاش می کنند جمله نیازمندی های خود را بطور انفرادی برآورده کنند انسان سعی                 می کند به جای آنکه همه مایحتاج خود را تدارک کند به تهیه شی ء واحد بپردازد و مازاد بر مصرف خود را در قبال سایر کالاهای مورد نیازش معاوضه کند و از این راه برای جامعه ثروتی سرشار فراهم می شود .تلاش همگانی و مشترک برای ارضای نیازمندیهای هر فرد اساس پیشرفت و علامت ممیزه انسان از حیوان است و چنین همکاری در جامعه های انسانی خود به خود و به طور طبیعی به صورت تقسیم کار انجام می شود.))

( ک. ثروت ملل .               )

حال آنکه ماده اصلی این تعریف – عقل سلیم – در روزگار ما کیمیاست و این با آموزه های علم بازاریابی در تباین کامل است که هدف را کسب سود برای سازمان می بیند و ورای واژه های فریبنده مشتری مداری چنین روش هایی را تجویز می نماید.

چهار روش مختلف که می توانید کسب و کارتان را رونق بخشید.

  • مشتریان بیشتری جمع کنید
  • مشتریان را ترغیب کنید کالاهای بیشتری از شما بخرند
  • مشتریان را ترغیب کنید کالاهای گران تری از شما بخرند
  • مشتریان را ترغیب کنید کالاهایی که سود بیشتری دارند از شما بخرند.

فیلیپ کاتلر

بر اساس الگوهای فرضی بازاریابی هر کدام از این چهار روش می تواند درآمد و سود شما را افزایش دهد!!! چنانچه شما فقط سود را درکسب پول بیشتر می بینید وتعریفی مانیتاروصرفا پول محور از سود دارید با تعقیب این روش ها و فرضیات طبق وعده بازاریاب ها احتمالا پولدار خواهید شد. بنگاه موجودی است در جستجوی حداکثر سود.

و سوالی اصلی اینجاست .هدفتان از فعالیت اقتصادی بر چه مبنایی استوار است ؟

ولی اگر سود را صرفا در فرم مادی و گذرای آن تعقیب نکرده و تعامل و حفظ موازنه با جامعه و محیطی که در آن زندگی می کنیدنیز جزو ضرورت ها و دغدغه هایتان باشد شرایط فرق خواهد کرد.به قدری ماهیت لیبرال لجام گسیخته این روش ها عیان است که به نقد و تفسیر باطل و مغلوط بودن آن نمی پردازیم . این حداکثر رسانیدن سود یعنی تحریک تقاضای عمومی و افزایش حجم بازار بطور غیر هندسی و معقول ، یعنی چپاول سرمایه و پس انداز عموم در حالیکه در اقتصاد طبیعی ، رقابت امری ست که تعداد زیادی خریدار و فروشنده جدا از هم فعالیت می کنند و هیچکدام بصورت انفرادی نمی تواند روی قیمت ها اثر بگذارند بازاری با رقابت کامل .

 بازاریابی از قیمت بعنوان یک عامل موثر در رقابت سوء استفاده میکند و با دست بردن در آن تحت عنوان جعلی و فریبنده قیمت مناسب با بر هم زدن تعادل و موازنه در بازار کسب سود مینماید .

فردی دارای کتاب های متعدد ترجمه و اقتباسی در حوزه بازاریابی است و افتخارش پیروی از فیلیپ کاتلر است و در یکی از معتبرترین دانشکده های کشور تدریس  می کند در کتابش که فاقد ارزش علمی و تحقیقی است چرا که ترجمه ای  اقتباسی و کورازفرضیات ناموزون فیلیپ کاتلر است در مبحث بازار گرمی اظهار میدارد افرادی علاف و بیکار که اصلا هم مریض نیستند – بازاریاب – در لباس بیمار در مطب پزشک تازه کارو در ساعات مراجعه و ویزیت بیماران صرفا بنشینند تا مفهوم شلوغ بودن و کیفیت بالای خدمات را به مراجعه کنندگان القاء کنند و این تکنیک را بازارگرمی گویند!؟!؟

 

عقل انسان

 متاسفانه عقل انسان رشدی اقتضایی و حیاتی تحت تاثیر ظرف تاریخی داشته ودر طول تاریخ معیشت پایه تامل و تفلسفش بوده لذا ملاحظه فرم مادی دردستاوردهای بشری امریست با پیشینه تاریخی .این موجود یعنی عقل در ادوار مختلف تحت تاثیر تحولات و تکامل نظام تولید تقلیل یافته و این عدول از ماهیت انسانی و رجعت به تمایلات غریزی ناندرتالی که اینجانب بعنوان ناندرتالیزم معاصر از آن یاد می کنم سکانس اول فیلم ادیسه اثر استنلی کوبریک را تداعی میکند که میمون قویتردر قربانی کردن ضعیف تر به کشف توانایی اش می رسد ! فرمولی که جزو آموزه های علم بازاریابی است.بازاریاب تعقیب کننده اندیشه ای است که از این آبشخور تغذیه می کند .

(( دستی پر از توانایی از انبانی حقیقت برتر است)) نیچه

اندیشه ایی که بربریت و توحش را در هزاره سوم تبلیغ کرده و زور را موجد حق میداند.قسمت بغرنج قضیه خسارت مادی و بی نظمی بازار نیست بلکه رسوخ این آموزه ها و اباطیل در دانشکده هاست که هر روز قربانیان بیشتری می گیرد! متاسفانه در کشور ما لیبرالیزم اقتصادی گستاخانه سرایت کرده وفربه گی دلال ها و بازاریاب ها و احتضار ونزاری بخش تولید را موجب شده!

کارکرد واژه تعیین در بازاریابی

به عقیده فیلیپ کاتلر (( پیچیده ترین شکل بازاریابی آن است که در آن وظیفه یک سازمان تعیین نیازها ، خواسته ها و علائق بازارهای هدف و دستیابی هر چه بهتر ، موثرتر و کارامدتر از رقبا به نتایج مطلوب باشد )) به نظر شما منظور فیلیپ کاتلر از کلمه تعیین که شامل تعیین نیاز ، تعیین خواسته ، تعیین علائق مشتریان و مصرف کنندگان در بازارهای هدف محسوب میشود چیست؟

چرا کسی از علمای دانشگاهی کشور ما به این نکات در تعاریف کاتلر توجه نکرده است ؟

تقدم تولید

آیا تعیین ضرورت و نیاز و مطلوب فرد امری خودانگیخته ، درونی و شخصی است یا               (( این تولید است که با خلق شیوه مصرف و سپس ایجاد اشتهای مصرف ، ظرفیت مصرف به شکل نیازها ، مصرف را به وجود می آورد ))  مارکس

 اگر چنین است پس شعار مشتری پادشاه است ترفندی اغواگرانه و پوچ بیش نیست چون هر چه دقیق تر به این تعاریف و دستورالعمل ها می اندیشم کمتر سهمی برای مشتری در تعیین می بینم! مگر اینکه این آموزه ها غلط باشد و من در ارائه نظریات وی دچار اشتباه شده باشم یا اصلا این حرف ها و نظریات به کاتلرو طرفدارانش تعلق ندارد، بلکه بازتاب افکار درهم ، گیج و گنگ ، مست میخواره ای است که راه خانه را گم کرده است؟

رقابت

مدتهاست که در کشورهای پیشرفته دنیا سرمایه داری رقابتی جایگزین فئودالیزم و سرمایه داری انحصارطلب گردیده ولی متاسفانه در کشور ما این مهم سترون مانده وتحقق آن رادر آینده نزدیک دشوار می بینم . کیفیت در رقابت آزاد دست میدهد و لازمه رقابت دسترسی متوازن تمامی بازیگران عرصه اقتصادی اعم از تولید کننده ، فروشنده و خریداربه اطلاعات و منابع دست اول است. لذا مادامیکه مبانی مذکور در بازار و عرصه اقتصادی مان دست ندهد رقابت امری محال و شعاری گزاف می باشد.بازاریابی عرصه رقابت با ویژگی پیش تازی را به واسطه ارائه خدمت مطلوب تر بلرنمی تابد چرا که پیرو یکه تازی است و این مرض قانقاریا باید از اقتصاد قطع گردد.

روال معمول محتوم نیست

بیش از چهل میلیون گوشی هوشمند در کشور طی سال ۹۴ خریداری شده !؟ فروش چهل میلیون گوشی هوشمند در کشوری که هیچ سهمی در تولید این محصول ندارد یک فاجعه ملی است! آیا واقعا چهل میلون گوشی هوشمند خریداری شده ارزش افزوده ای معادل رقم هزینه شده برای آن و سودی که به جیب بازاریابان و فروشندگان از ترغیب و تحریک تقاضای عمومی حاصل نموده ایجاد کرده؟

 محاسبه این مساله چندان هم دشوار نیست کافیست تجربه شخصی خرید خود یا یکی از وابستگان را در خصوص گوشی های هوشمند بررسی کنید .فقط یک یا دو ساعت اولیه پس از خرید این گوشی ها جذابیت دارند وعقل محاسبه گرشما پس از یک یا دو ساعت به عدم برابری میان هزینه انجام شده و کالای دریافت شده پی می برید لیکن تحت تاثیر محیط و القاء ات اطرافیان فراموش می کنید.بازاریابی سود را تعقیب می کند همانطور که در اموزه های این علم گنجانده شده از نظر بازاریاب بخش خصوصی مجاز است برای کسب سود بیشتر مشتریان بیشتری بیابد و کالاهایی با سود بیشتر بفروشد .خریدار قربانی است.اگر بازاریاب ها با تحریک تقاضای عمومی صد ملیون گوشی هم بفروشند یعنی سی ملیون بیشتر از جمعیت کشور همچنان حرص مذکور سیر شدنی نیست!استدلالشان هم یکی است حتما مشتری خواسته که خریده .حال پرسش اساسی این است آیا واقعا کشوری با هفتاد ملیون جمعیت سالانه به چهل ملیون گوشی هوشمند نیاز دارد؟ بررسی نتایج این این آمارها وقتی بغرنج تر و تکان دهنده تر می شود که بدانیم گوشی های هوشمند مزبور در کشور تولید کننده این مقدار خریدار ندارد!  

بازاریابی

فیلیپ کاتلر در سال ۱۹۶۲ با استعانت از محاسبات علم ریاضی و روانشناسی که در آستانه قرن بیستم بیشترین رسوایی را در بین علوم دیگر دارد ملغمه ای از این دو تحت عنوان بازاریابی در کشوری که جلودار نظام سرمایه داری است به دنیا عرضه نمود. حال پرسش اساسی این است که چرا ساختار آموزش عالی ما اینقدر منفعل و مقلد بدون محاسبه و مطالعه ودقت صرفا چون علمی غربی است و خاستگاهش جامعه و جغرافیایی است که در سده اخیر پیشرفت های خیره کننده و غیر قابل انکاری در علوم پایه ، مهندسی ، تکنولوژی نوین داشته با انفعالی  تا به این حد کور آن را پذیرفته و در قامت رشته ای دانشگاهی ارائه و ترویج می نماید؟

دانشگاه های ما بازاریاب برای فروش کالاهای چه کسانی تربیت می کنند؟اروپای بحران زده از نزاع بین المللی در برابر این علم چه واکنشی داشته و امروزه چند تا از شرکت های معتبر اروپایی آموزه های  فیلیپ  کاتلر را دنبال می کنند؟ آیا واقعا برندهای مطرح دنیا و صنعت و بازار حاصل فعالیت بازاریاب هاست یا اتفاقی در چرخه تولید و خدمات پس از فروش کالا و خدمت موجب ماندگاری و مطرح شدن آنها بوده و هست.آیا اگر واقعا بازاریابی موجد رشد و شکوفایی صنعت و تولید و خدمات کشور است چرا با وجود اینهمه استاد و دانشکده های فعال در عرصه بازاریابی ما حتی یک کالای برند در عرصه تولید جهانی نداریم که جایی در دنیا نباشد که خریدارش نباشند!؟ واقعا در آموزه های کاتلر چقدر دغدغه رشد اقتصادی کشوری مثل ما لحاظ گردیده است؟علمی بی سر و ته و منسوخ به استناد تغییر مواضع و اقاریراخیرمبدعش با تعصبی کوراز سوی افرادی در داخل تبلیغ و ترویج می گردد و سنگش را به سینه می زنند!؟ اگر تابع مدل کهن اقتصادی هم رفتار کنیم در این بازی چه داده ایم و چه دریافت داشته ایم؟ بازاریاب ما امروزه کالای چه کسی را به هموطنش توصیه می کند ودر این تحریک عمومی تقاضا واقعا چه کسی در نهایت نفع  می برد ؟ و چه کسی ضرر می کند؟ آیا تزریق پول منهای تولید و اشتغال در گردش پولی جامعه به تورم نمی انجامد و آیا چرخه ای که فروش کالای خارجی را منظور دارد در نهایت به افت ارزش پول کشور در مقابل ارز خارجی نمی انجامد و تشدید این رویه با علم به مطلب مصداق مجرمانه و خیانت نیست؟

مهاتما گاندی بی ربط نگفت است ((رشد تک بعدی به افزایش امیال می انجامد نه ازدیاد خوشبختی )) فقط فرقش با فیلیپ در این است که این مرد فیلسوف و رنج کشیده هندی از تربیت برتری جوی یانکی ها نمی آید و سعادت خود را در تعامل و دوستی با دیگران  می بیند نه تقویت و تشدید مجراگرایی وسکانس اول ادیسه کوبریک ! فیلیپ دنباله خویشاوندانی است که برخوردی نژادمدارانه با علم دارند آنها صنعت و شیوه نوین تولید را دستاورد خویش می دانند و چون کشف وافرینش مصنوعات جدید توسط ایشان صورت می گیرد حق ارزش گذاری و تعیین هنجارها را برای خود طبیعی می دانند.

آیا اساتید و همکاران محترم دانشگاهی که در حوزه سیاست و اقتصاد فعالیت دارند به این موضوع اندیشیده اند که احساس یک صنعت گر یا مخترم یا نخبه غربی در کارگاه فنی ، لابراتوار تحقیاتی یا زمانیکه برای کشف تازه های علمی در اعماق اقیانوس ها یا اجرام آسمانی و فضا سیر و خطر می کند نسبت به ما که روی بزرگترین منابع ثروت خدادادی نشسته ایم و فقط با فروش ماده خام می توانیم تظاهر کالایی خدمت و دستاوردهایش را بخریم چیست؟ ایا فردی با آن مقدار هوشمندی در برابر این لطف خداوندی سر انقیاد و تمکین فرود آورده و از مسیح برایمان سلامتی مسئلت می نماید!؟

 تحلیل داده ها

الگوی مصرف مدرنیزاسیون غربی در تهدید سلامت و امنیت ساکنان جهان شهر موثر است.

جدول ۲-۱ خروجی آزمون تی مستقل فرضیه تحقیق

مقدار آزمون خطای استاندارد انحراف استاندارد میانگین فراوانی
۳ ۰۴۲۵/۰ ۷۱۳۸/۰ ۷۳۲۹/۳ ۱۸۱
حد بالا حد پایین اختلاف میانگین سطح معنی داری درجه آزادی آمارهt
۸۱۶۵/۰ ۶۴۹۲/۰ ۷۳۲۸/۰ ۰۰۰/۰ ۱۸۰ ۲۳۹/۱۷

H0 : فرضیه i رد می شود.

H1 : فرضیه i تایید می شود.

با توجه به نتایج بدست آمده و سطح معنی دار بودن ۰۰۱/۰ فرض صفر را با حداکثر اطمینان ۹۹۹/۰ رد می کنیم، به عبارتی با توجه به اختلاف میانگین (۷۳۲۸/۰) و فاصله اطمینان می توان گفت که چون حد پایین و حد بالا مثبت می باشد، میانگین از مقدار آزمون بزرگتر است و تفاوت میانگین معنی دار است، پس می توان نتیجه گرفت که الگوی مصرف مدرنیزاسیون غربی در تهدید سلامت و امنیت ساکنان جهان شهر موثر است.

  موثر است. یا به عبارت دیگر با توجه به اینکه سطح معناداری sig کمتر از ۰۵/۰ شده است لذا فرض صفر را رد می کنیم.

با توجه به نتایج به دست آمده و سطح معنی داری ۰۰۱/۰ فرض صفر را با اطمینان ۹۵/۰ رد می کنیم، مقدار آماره t بدست آمده در سطح اطمینان ۹۵ درصد باید بزرگتر از ۹۶/۱ باشد. میانگین بدست آمده بایستی بزرگتر از مقدار آزمون ۳ ( با توجه به کدگذاری پرسشنامه که بین ۱ تا ۵ است) باشد.

نتیجه

مادامیکه تولید و سرمایه ، الگوها وبافتار زندگی ما را تعیین کنند مسموم و مبتلا به هستیم و آفت زدایی در اقتصاد ضرورت است.  فعالیت اقتصادی در بازار منهای لحاظ طبع انسانی موج سواری است .مادامیکه تولید و خدمات فوق العاده ای ارایه نمی شود خطر رشد آفت دلالی و بازاریابی بیشتر است لذا توزیع وگردش پولی منهای تولید و اشتغال نه تنها به رشد شاخص تولید ناخالص ملی نمی انجامد بلکه غالبا موجد تورم است.کشور ثروتمند الزاما قدرتمند نیست.تجربه مرکانتلیست ها برای اثبات این امر کفایت می کند. راه برون رفت از اقتصاد پولی و دلالی به اقتصاد طبیعی تولید محور قطع ترفیعات دولت از سیستم بانکی وپشتیبانی از بخش صنعت وکشاورزی است.از طرفی مادامیکه شاهد تغییر رویکرد واردات از یک رویه متداول و معمول با کاهش منطقی و محاسباتی آن و محدود شدن واردات به موارد استراتژیک و خاص نباشیم ،به جای تولید و دلالی وبازاریابی شاخصه اقتصادی می گردد. 

این بی نظمی ها و عدم تعادل ریشه ای عمیق تر دارد ، گرچه معظلی است که تظاهرش اقتصادی است لیکن به زعم اینجانب  محاسبه شده و قهری است.

 

 

من الله توفیق                  اسرافیل شیرازی                       پاییز ۱۳۹۴

http://www.magiran.com/view.asp?Type=pdf&ID=1641616&l=fa

منابع

کتاب اصول بازاریابی                                           فیلیپ کاتلر – گری آرمسترانگ

کتاب تاریخ تمدن                                                     آریل ویل دورانت

کتاب اصول مدیریت                                                علی رضاییان

ثروت ملل                                                             آدام اسمیت    

سیاست بازرگانی و مدیریت استراتژیک                ویلیام اف . گلوک – لارنس ار .جاچ

نظریه اصلی درباره اشتغال سرمایه پول                                           مینارد کینز

همه با هم برابریم                                                                  ماهاتما گاندی

تابع مصرف                                                                      میلتون فرید من

مدیریت فرایندی                                         

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme